ترجمه "lambat" به فارسی
آهسته, تاخیر ورود, دیرکرد بهترین ترجمه های "lambat" به فارسی هستند.
lambat
adjective
-
آهسته
adjectiveItu proses yang lambat dan merepotkan yang bergantung pada telur ayam, jutaan telur ayam hidup.
این روند آهسته و زمانبر بود که بستگی به تخممرغ داشت، میلیونها تخممرغ نطفهدار.
-
تاخیر ورود
noun -
دیرکرد
noun
-
ترجمه های کمتر
- سست
- یواش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lambat " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lambat" با ترجمه به فارسی
-
تاخیر ورود · دیرکرد
-
یواش
-
امتداد دادن · به طول انجامیدن · طفره رفتن · طولانی کردن · معوق کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن