ترجمه "lambang" به فارسی
نشان, استشهاد, اعلام قبلی بهترین ترجمه های "lambang" به فارسی هستند.
lambang
-
نشان
nounTantangan lain bagi ilmu pengetahuan yang dilambangkan pada bagian bawah.
ولی یک مشکل دیگه هم برای علم در پایین تصویر نشان داده شده.
-
استشهاد
noun -
اعلام قبلی
noun
-
ترجمه های کمتر
- اندازه
- تمثیل
- خواص
- سوگندنامه
- شعار
- شهادت نامه
- شهرت
- علامت
- مثال
- مظهر
- مهر
- نشانه
- نشانگر
- نماد
- گواه
- گواهینامه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " lambang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "lambang" با ترجمه به فارسی
-
نشان خانوادگی
-
نمادهای رختشویی
-
جسم دادن · خلاصه کردن · متضمن بودن · مجسم کردن · نمونه بودن · نمونه دادن
-
عصای چاووش هرمس
-
تمثیل · شعار
-
نشان خانوادگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن