ترجمه "perlambang" به فارسی
تمثیل, شعار بهترین ترجمه های "perlambang" به فارسی هستند.
perlambang
-
تمثیل
nounBahkan, nama mereka mungkin akan digunakan secara ilustratif, seperti Sodom dan Gomora, untuk melambangkan penghukuman Allah atas orang fasik.
شاید حتی نام ایشان مانند سُدُوم و غَمورَه به صورت تمثیل درآید و سمبل مجازاتی شود که خدا بر شریران میآورد.
-
شعار
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perlambang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perlambang" با ترجمه به فارسی
-
نشان خانوادگی
-
استشهاد · اعلام قبلی · اندازه · تمثیل · خواص · سوگندنامه · شعار · شهادت نامه · شهرت · علامت · مثال · مظهر · مهر · نشان · نشانه · نشانگر · نماد · گواه · گواهینامه
-
نمادهای رختشویی
-
جسم دادن · خلاصه کردن · متضمن بودن · مجسم کردن · نمونه بودن · نمونه دادن
-
عصای چاووش هرمس
-
نشان خانوادگی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن