ترجمه "perlawanan" به فارسی
حرب, رزم, رقابت بهترین ترجمه های "perlawanan" به فارسی هستند.
perlawanan
-
حرب
noun -
رزم
nounBagian dari strategi adalah menolak tantangan lawan.
قسمتی از رزم آرایی اینه که از رو در رو شدن با یه دشمن خودخواه دوری کنه
-
رقابت
nounSebelum bertarung dalam laga kau harus bertarung melawan rasa takutmu.
قبل از رقابت کُشتی باید با ترست رقابت کنی.
-
ترجمه های کمتر
- مسابقات قهرمانی
- مسابقه
- مشاجره
- نبرد
- همچشمی
- پیکار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " perlawanan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "perlawanan" با ترجمه به فارسی
-
جنگ کردن · جنگیدن با · مبارزه کردن
-
خصم · رقیب · مبارز · مخالف
-
اختلاف داشتن · برعکس · برگشته · تفاوت داشتن · رقابت کردن · رقیب شدن · فرق داشتن · متضاد · مخالف بودن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با · وارونه
-
مسابقه
-
برابری کردن · بی نتیجه گذاردن · تمرد کردن · جنگ کردن · جنگیدن · جنگیدن با · جهاد کردن · ردکردن · رقابت کردن · رقیب شدن · زخمی کردن · مبارزه کردن · مقاومت کردن با · مناظره کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · واکنش کردن · گرفتار شدن
-
خصم · دشمن · رقیب · ضد · عدو · مبارز · مخالف · مسابقه · منافی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن