ترجمه "berlawanan" به فارسی
اختلاف داشتن, برعکس, برگشته بهترین ترجمه های "berlawanan" به فارسی هستند.
berlawanan
-
اختلاف داشتن
verb -
برعکس
adjectiveIni sepertinya berlawanan dengan cara belajar orang dewasa,
به نظر میرسد برعکس یادگیری بزرگسالان باشد،
-
برگشته
adjectiveTidak lama kemudian, Daud memenangkan perang melawan Absalom dan pulang ke Yerusalem.
چندی بعد، داود در جنگی اَبْشالوم را شکست داد و دوباره به اورشلیم برگشت.
-
ترجمه های کمتر
- تفاوت داشتن
- رقابت کردن
- رقیب شدن
- فرق داشتن
- متضاد
- مخالف بودن
- مخالفت کردن با
- مغایر بودن
- موافق نبودن
- نساختن با
- وارونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " berlawanan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "berlawanan" با ترجمه به فارسی
-
جنگ کردن · جنگیدن با · مبارزه کردن
-
خصم · رقیب · مبارز · مخالف
-
مسابقه
-
برابری کردن · بی نتیجه گذاردن · تمرد کردن · جنگ کردن · جنگیدن · جنگیدن با · جهاد کردن · ردکردن · رقابت کردن · رقیب شدن · زخمی کردن · مبارزه کردن · مقاومت کردن با · مناظره کردن · ناامید کردن · هیچ کردن · واکنش کردن · گرفتار شدن
-
خصم · دشمن · رقیب · ضد · عدو · مبارز · مخالف · مسابقه · منافی
-
حرب · رزم · رقابت · مسابقات قهرمانی · مسابقه · مشاجره · نبرد · همچشمی · پیکار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن