ترجمه "mengenang" به فارسی

اشاره کردن, سریع کردن, صف بستن بهترین ترجمه های "mengenang" به فارسی هستند.

mengenang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشاره کردن

    verb

    Apa yang Boaz katakan untuk menenangkan Rut, dan dua kebaikan hati Rut mana yang Boaz maksudkan?

    بُوعَز برای آرامش بخشیدن به روت چه گفت و به کدام دو جنبهٔ محبت و وفاداری روت اشاره کرد؟

  • سریع کردن

    verb
  • صف بستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • مستغرق شدن در
    • یاد کردن
    • یاداور شدن
    • یاداوری کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mengenang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mengenang" با ترجمه به فارسی

  • آرام کردن · آرام کننده · آرامش بخش · تثبیت کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · حرف نزدن · حکم کردن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · سرگرم کردن · فرونشاندن · محکم بستن · مشغول کردن · مقرر داشتن
  • بردن
  • آرام کردن · آشتی کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
  • در نظرداشتن · هدف گیری کردن
  • شناگر
  • اشک بار · دوران · شنا · شنا کردن · شناریدن · شناور · شناوری · شناوری کردن · شناویدن
  • برنده · برنده مسابقه · درخت ارغوان · غالب · غلبه کننده · فاتح · قهرمان · پیروز
  • بهت زده کردن · بیهوش کردن · درهم شکستن · شکست دادن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مغلوب ساختن
اضافه کردن

ترجمه های "mengenang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه