ترجمه "perenang" به فارسی

شناگر ترجمه "perenang" به فارسی است.

perenang
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شناگر

    noun

    Bassem seorang perenang yang ulung, jadi ia menggenggam tangan Doaa dan menggerakkan mereka berdua.

    باسم شناگر خوبی بود، بنابراین او دست دعا را گرفت و در اب پا زد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perenang " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perenang" با ترجمه به فارسی

  • اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · یاد کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
  • آرام کردن · آرام کننده · آرامش بخش · تثبیت کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · حرف نزدن · حکم کردن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · سرگرم کردن · فرونشاندن · محکم بستن · مشغول کردن · مقرر داشتن
  • بردن
  • آرام کردن · آشتی کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
  • در نظرداشتن · هدف گیری کردن
  • اشک بار · دوران · شنا · شنا کردن · شناریدن · شناور · شناوری · شناوری کردن · شناویدن
  • برنده · برنده مسابقه · درخت ارغوان · غالب · غلبه کننده · فاتح · قهرمان · پیروز
  • بهت زده کردن · بیهوش کردن · درهم شکستن · شکست دادن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مغلوب ساختن
اضافه کردن

ترجمه های "perenang" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه