ترجمه "pemenang" به فارسی
قهرمان, برنده, برنده مسابقه بهترین ترجمه های "pemenang" به فارسی هستند.
pemenang
-
قهرمان
nounKau bisa memenangkan tingkat nasional dengan teknik-teknik itu, Babita, tapi tidak pertandingan internasional.
با تکنیک های ضعیف فقط میشه قهرمان ملی شد ، بابیتا نه قهرمان بین المللی.
-
برنده
nounNamun walaupun ada pemenang jangka pendek, kerugian bersama kita akan jauh lebih banyak daripada itu.
ممکنه در کوتاه مدت افرادی برنده باشن، اما ضرر جمعی ما قطعاً بیشتر است.
-
برنده مسابقه
nounAkankah kita, jika seperti itu, akan memenangkan lomba?
خب، در آن صورت آیا برنده مسابقه میشویم؟
-
ترجمه های کمتر
- درخت ارغوان
- غالب
- غلبه کننده
- فاتح
- پیروز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pemenang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pemenang" با ترجمه به فارسی
-
اشاره کردن · سریع کردن · صف بستن · مستغرق شدن در · یاد کردن · یاداور شدن · یاداوری کردن
-
آرام کردن · آرام کننده · آرامش بخش · تثبیت کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · حرف نزدن · حکم کردن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · سرگرم کردن · فرونشاندن · محکم بستن · مشغول کردن · مقرر داشتن
-
بردن
-
آرام کردن · آشتی کردن · تسلیت گفتن · تسکین دادن · خواباندن · دلجویی کردن · دلداری دادن · ساکت کردن · فرو نشاندن · نرم کردن
-
در نظرداشتن · هدف گیری کردن
-
شناگر
-
اشک بار · دوران · شنا · شنا کردن · شناریدن · شناور · شناوری · شناوری کردن · شناویدن
-
بهت زده کردن · بیهوش کردن · درهم شکستن · شکست دادن · لال کردن · مبهوت کردن · متحیر شدن · مغلوب ساختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن