ترجمه "menguji" به فارسی
آزمایش کردن, آزمودن, تاکید کردن بهترین ترجمه های "menguji" به فارسی هستند.
menguji
-
آزمایش کردن
verbPertama kali saya menguji ini yaitu di atas atap kampus Stanford yang saya tunjukkan di sini.
اولین باری که آن را آزمایش کردم روی پشت بام استنفورد بود که در اینجا میبیند.
-
آزمودن
verbDengan model komputer ini, kita dapat menguji model itu dengan memberi pertanyaan pada model ini.
حال که مدل کامپیوتری داریم، میتونیم آن را با آزمودن بسنجیم.
-
تاکید کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- حکم کردن
- سنجیدن
- محک زدن
- مسخره کردن
- مقرر داشتن
- نمونه گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menguji " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menguji" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش تصادفی کنترلشده
-
آزمایش · استفاده آزمایشی
-
آزمونگر · امتحان کننده · ممتحن
-
آزمون فرض آماری
-
ارتقا دادن · افرین گفتن · تحسین کردن · تعجب کردن · تعریف کردن · تعریف کردن از · تمجید کردن · درشگفت شدن · ستایش کردن · ستودن · متعجب ساختن · نیایش کردن · پسند کردن · چاپلوسی کردن
-
پلیگراف
-
آزمایش واحد
-
تست آینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن