ترجمه "penguji" به فارسی
آزمونگر, امتحان کننده, ممتحن بهترین ترجمه های "penguji" به فارسی هستند.
penguji
-
آزمونگر
noun -
امتحان کننده
nounDr. Sparacino kepala penguji.
دکتر اسپاراسینو امتحان کننده ی اصلی
-
ممتحن
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " penguji " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "penguji" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش تصادفی کنترلشده
-
آزمایش · استفاده آزمایشی
-
آزمون فرض آماری
-
آزمایش کردن · آزمودن · تاکید کردن · حکم کردن · سنجیدن · محک زدن · مسخره کردن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن
-
ارتقا دادن · افرین گفتن · تحسین کردن · تعجب کردن · تعریف کردن · تعریف کردن از · تمجید کردن · درشگفت شدن · ستایش کردن · ستودن · متعجب ساختن · نیایش کردن · پسند کردن · چاپلوسی کردن
-
پلیگراف
-
آزمایش واحد
-
تست آینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن