ترجمه "uji" به فارسی
آزمایش, استفاده آزمایشی بهترین ترجمه های "uji" به فارسی هستند.
uji
-
آزمایش
nounNamun, kerendahan hati dan iman mereka kepada Yehuwa kemungkinan besar akan diuji dengan apa yang terjadi setelahnya.
اما رویدادهای غیرمنتظره تواضع و اعتماد خویشان و دوستان نابوت را به خدا مورد آزمایش قرار داد.
-
استفاده آزمایشی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " uji " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "uji" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش تصادفی کنترلشده
-
آزمونگر · امتحان کننده · ممتحن
-
آزمون فرض آماری
-
آزمایش کردن · آزمودن · تاکید کردن · حکم کردن · سنجیدن · محک زدن · مسخره کردن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن
-
ارتقا دادن · افرین گفتن · تحسین کردن · تعجب کردن · تعریف کردن · تعریف کردن از · تمجید کردن · درشگفت شدن · ستایش کردن · ستودن · متعجب ساختن · نیایش کردن · پسند کردن · چاپلوسی کردن
-
پلیگراف
-
آزمایش واحد
-
تست آینه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن