ترجمه "Ujian" به فارسی
آزمون, آزمایش, تجربه بهترین ترجمه های "Ujian" به فارسی هستند.
Ujian
-
آزمون
nounUjian SAT merupakan peluang untuk menunjukan kesediaan kamu untuk kolej.
این آزمون براتون فرصتیه که نشون بدید چقدر آماده ورود به دانشگاه هستید
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Ujian " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
ujian
-
آزمایش
nounNamun, kerendahan hati dan iman mereka kepada Yehuwa kemungkinan besar akan diuji dengan apa yang terjadi setelahnya.
اما رویدادهای غیرمنتظره تواضع و اعتماد خویشان و دوستان نابوت را به خدا مورد آزمایش قرار داد.
-
تجربه
nounSeorang pemuda, pemimpin yang belum teruji dengan ambisi nuklir.
يك رهبر جوان بي تجربه با بلند پروازي اتمي.
عباراتی شبیه به "Ujian" با ترجمه به فارسی
-
آزمایش تصادفی کنترلشده
-
آزمایش · استفاده آزمایشی
-
آزمونگر · امتحان کننده · ممتحن
-
آزمون فرض آماری
-
آزمایش کردن · آزمودن · تاکید کردن · حکم کردن · سنجیدن · محک زدن · مسخره کردن · مقرر داشتن · نمونه گرفتن
-
ارتقا دادن · افرین گفتن · تحسین کردن · تعجب کردن · تعریف کردن · تعریف کردن از · تمجید کردن · درشگفت شدن · ستایش کردن · ستودن · متعجب ساختن · نیایش کردن · پسند کردن · چاپلوسی کردن
-
پلیگراف
-
آزمایش واحد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن