ترجمه "menyinar" به فارسی
براق شدن, برق زدن, تابیدن بهترین ترجمه های "menyinar" به فارسی هستند.
menyinar
-
براق شدن
verb -
برق زدن
verb -
تابیدن
verbDengan demikian, hingga pengujung abad ke-20 ini, terang rohani masih menyinari nubuat Yehezkiel.
بنابراین، نور روحانی تا انتهای قرن بیستم در حال تابیدن بر روی نبوت حِزْقِیال بوده است.
-
ترجمه های کمتر
- سوسو زدن
- صاف شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " menyinar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "menyinar" با ترجمه به فارسی
-
مشایعت کردن
-
انفجار پرتوی گاما
-
آتش زدن · براق شدن · برق زدن · تابش · تابناک · تابیدن · درخشنده · ساطع · سوزاندن · سوسو زدن · شاخدار · شفاف · صاف · مشتعل شدن · ناپیدا · نورافشان · پر زرق وبرق · پرتوافکن · گرم
-
پرتو ایکس
-
پرتو ایکس
-
آفتاب گرگ و میش
-
اشعه تابشی · برق · تابانیدن · تابش · تلالو · درخشش · فروغ · پرتو · چشمک
-
پرتو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن