ترجمه "permukaan" به فارسی
بالا, بالاترین قسمت, صوری بهترین ترجمه های "permukaan" به فارسی هستند.
permukaan
-
بالا
nounJangan memasang muka masam, menghela napas panjang, atau membuang muka.
از آه کشیدن، بالا انداختن شانهها و نگاه اعتراضآمیز خودداری کنید.
-
بالاترین قسمت
noun -
صوری
adjective -
قسمت بالایی
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " permukaan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Permukaan
-
سطح
nounPermukaan air laut yang naik karena es yang mencair ini bisa mengakibatkan bencana bagi ratusan juta manusia.
پیامد ذوب این لایهٔ یخ، بالا آمدن سطح اقیانوسهاست و اثرات فاجعهآمیز آن دامنگیر صدها میلیون نفر خواهد شد.
عباراتی شبیه به "permukaan" با ترجمه به فارسی
-
سطح آبهای آزاد
-
رواناب سطحی
-
رو · صورت
-
آبهای سطحی
-
خرطوم فیل · رخ · رخسار · رو · روی · سر ودست · سیما · صورت · قرقره · قسمت جلو · قیافه · لقا · لیوان · نگاه · چهره
-
رویه دکمه
-
ارتفاع
-
ادا و اصول · شکلک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن