ترجمه "ragi" به فارسی

مخمر, خمیر مایه, خمیرمایه بهترین ترجمه های "ragi" به فارسی هستند.

ragi
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مخمر

    noun

    dari bakteri, ragi, dan mikroorganisme lainnya,

    باكتري ها , مخمر و ميكرو تركيبات مختلف،

  • خمیر مایه

    noun
  • خمیرمایه

    noun

    Adanya ragi pada roti itu memperlihatkan bahwa orang Kristen terurap masih memiliki dosa warisan yang bagaikan ragi.

    نان پخته شده با خمیرمایه نشانهٔ این بود که مسیحیان مسحشده هنوز به گناه موروثی آلوده هستند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ragi " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ragi" با ترجمه به فارسی

  • ترش بودن · ترش شدن · ور آمدن
اضافه کردن

ترجمه های "ragi" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه