ترجمه "rahang" به فارسی
فک, آرواره, گیره بهترین ترجمه های "rahang" به فارسی هستند.
rahang
noun
-
فک
nounDokter mengambil tulang betis saya dan beberapa jaringan dari bahu saya untuk membuat rahang baru.
دکترها استخوان نازکی رو از پام درآوردن و بخشی هم از شونم رو تا یه فک جدید بسازن
-
آرواره
nounAkan tetapi, mengendurkan rahang dan bibir tidak berarti mengabaikan pelafalan kata-kata.
البته منظور از آزاد کردن ماهیچههای آرواره و لبها این نیست که سست و بیحال صحبت کنیم.
-
گیره
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rahang " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rahang
-
آرواره
Akan tetapi, mengendurkan rahang dan bibir tidak berarti mengabaikan pelafalan kata-kata.
البته منظور از آزاد کردن ماهیچههای آرواره و لبها این نیست که سست و بیحال صحبت کنیم.
عباراتی شبیه به "rahang" با ترجمه به فارسی
-
آرواره انسان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن