ترجمه "ragu" به فارسی
شک, تردید, دودلی بهترین ترجمه های "ragu" به فارسی هستند.
ragu
-
شک
verbTidak diragukan lagi pagi dia akan datang dan menyelamatkan aku dari tanah asing ini.
بي شک فردا صبح مياد منو از سرزمين غريب نجات ميده.
-
تردید
verbDia memiliki keraguan tentang apakah dia dapat melakukannya.
او تردید داشت که آیا می تواند اینکار را انجام دهد.
-
دودلی
verbNah, Max ragu-ragu dalam melawan musuh yang tidak di ketahui itu mematikan.
خب " مکس " در مقابل دشمنی که نمیشناسیمش دودلی و تامل کشنده س.
-
ترجمه های کمتر
- شبهه
- نامعلومی
- گمان
- شک داشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ragu " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن