ترجمه "saingan" به فارسی

مسابقه, مقلد بهترین ترجمه های "saingan" به فارسی هستند.

saingan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسابقه

    noun

    Tidak peduli mengapa ia ingin bersaing dengan keterampilan memotong.

    مهم نیست که چرا می خواد دربارۀ مهارتهای بریدن مسابقه بده

  • مقلد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " saingan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "saingan" با ترجمه به فارسی

  • رقابت کردن · رقیب شدن
  • رقابت · مسابقه · همچشمی
  • رقابت کردن · رقیب شدن
  • رقابت کردن · رقیب شدن
  • جنگ · جنگاوری · رقابت · محاربه · مسابقه · مشاجره · نزاع · همچشمی
  • رقابت
اضافه کردن

ترجمه های "saingan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه