ترجمه "simpan" به فارسی
ابقا کردن, انبار کردن, اندوختن بهترین ترجمه های "simpan" به فارسی هستند.
simpan
-
ابقا کردن
verb -
انبار کردن
verbTak ada gunanya menyimpan benih jika anda tak tahu apa mereka masih dapat hidup.
اگر نمی دانید که دانه ها قابل رشد هستند یا نه، انبار کردن آنها کار بیهوده ایست.
-
اندوختن
verb
-
ترجمه های کمتر
- ذخیره
- ذخیره کردن
- قراردادن
- گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simpan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Simpan
-
ذخیره
nounJadi tidak ada air yang disimpan. Selalu melalui keran.
بنابراین هیچ آبی ذخیره نمی شود، همیشه در جریان است.
عباراتی شبیه به "simpan" با ترجمه به فارسی
-
عمر فروشگاهی محصول
-
ایستگاه راه آهن · بازخانه · ته نشینی · خزانه · درزگیری · ذخیره · سپرده · شکسته نفسی · صندوق تابوت · عفت · فروتنی · مخزن مهمات · مرکزبازرگانی · پشتوانه
-
سیاست حفظ و نگهداری
-
مرکز Exchange
-
ابقا کردن · انبار کردن · اندوختن · داشتن · در تصرف داشتن · دریغ داشتن · ذخیره کردن · ریاضت دادن · مال خود دانستن · متصرف بودن · متصرف شدن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · همکاری کردن · پست کردن
-
گروه ذخیره سازی
-
ماندن
-
خدمات نام حافظه اینترنتی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن