ترجمه "menyimpan" به فارسی

ابقا کردن, انبار کردن, اندوختن بهترین ترجمه های "menyimpan" به فارسی هستند.

menyimpan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابقا کردن

    verb
  • انبار کردن

    verb

    Tak ada gunanya menyimpan benih jika anda tak tahu apa mereka masih dapat hidup.

    اگر نمی دانید که دانه ها قابل رشد هستند یا نه، انبار کردن آنها کار بیهوده ایست.

  • اندوختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • داشتن
    • در تصرف داشتن
    • دریغ داشتن
    • ذخیره کردن
    • ریاضت دادن
    • مال خود دانستن
    • متصرف بودن
    • متصرف شدن
    • مضایقه داشتن
    • نگاه داشتن
    • همکاری کردن
    • پست کردن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " menyimpan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "menyimpan" با ترجمه به فارسی

  • عمر فروشگاهی محصول
  • ایستگاه راه آهن · بازخانه · ته نشینی · خزانه · درزگیری · ذخیره · سپرده · شکسته نفسی · صندوق تابوت · عفت · فروتنی · مخزن مهمات · مرکزبازرگانی · پشتوانه
  • سیاست حفظ و نگهداری
  • مرکز Exchange
  • ابقا کردن · انبار کردن · اندوختن · ذخیره · ذخیره کردن · قراردادن · گذاشتن
  • گروه ذخیره سازی
  • ذخیره
  • ماندن
اضافه کردن

ترجمه های "menyimpan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه