ترجمه "simpanan" به فارسی
ایستگاه راه آهن, بازخانه, ته نشینی بهترین ترجمه های "simpanan" به فارسی هستند.
simpanan
-
ایستگاه راه آهن
noun -
بازخانه
noun -
ته نشینی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خزانه
- درزگیری
- ذخیره
- سپرده
- شکسته نفسی
- صندوق تابوت
- عفت
- فروتنی
- مخزن مهمات
- مرکزبازرگانی
- پشتوانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " simpanan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "simpanan" با ترجمه به فارسی
-
عمر فروشگاهی محصول
-
سیاست حفظ و نگهداری
-
مرکز Exchange
-
ابقا کردن · انبار کردن · اندوختن · ذخیره · ذخیره کردن · قراردادن · گذاشتن
-
ابقا کردن · انبار کردن · اندوختن · داشتن · در تصرف داشتن · دریغ داشتن · ذخیره کردن · ریاضت دادن · مال خود دانستن · متصرف بودن · متصرف شدن · مضایقه داشتن · نگاه داشتن · همکاری کردن · پست کردن
-
گروه ذخیره سازی
-
ذخیره
-
ماندن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن