ترجمه "teman" به فارسی
دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "teman" به فارسی هستند.
teman
noun
-
دوست
nounMungkin teman kita di suatu tempat di belakang gambar?
شايد دوست ما يه جايي اون عقباي عکس هست.
-
رفیق
nounUh, aku dan Cho perlu berteman dengan seorang mafia.
من و چو باید بریم با یه خلافکار رفیق بشیم
-
یار
nounTetapi, ia akhirnya menemukan teman hidup yang hebat.
با وجود این، ابراهیم یار و یاوری در زندگیاش یافت، زنی به نام سارا.
-
ترجمه های کمتر
- شخص تابع
- شخص وابسته
- شریک
- عزیزم
- عشق پاک
- عضو تیم
- مامانی
- هم اطاق
- هم خواب
- هم قطار
- هم پیمان
- هم کار
- همسر
- همسفر
- همقطار
- همکار
- همگروه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " teman " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "teman" با ترجمه به فارسی
-
دوستی · مصاحبت · همراهی
-
هم قطار · هم کار
-
دوست مکاتبهای · دوستی نامه ای
-
زوج · همدست · یار
-
مصاحبت · همراهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن