ترجمه "tunawisma" به فارسی
بیخانمان, دربدر, بیخانمان بهترین ترجمه های "tunawisma" به فارسی هستند.
tunawisma
-
بیخانمان
Mungkin ada yang tunawisma, lusuh, atau jelas-jelas menjalani kehidupan yang tidak bermoral.
گاه افرادی را میبینیم که ژولیده، بیخانمان یا شاید حتی از لحاظ اخلاقی ناپاک باشند.
-
دربدر
adjective
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tunawisma " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tunawisma
-
بیخانمان
Mungkin ada yang tunawisma, lusuh, atau jelas-jelas menjalani kehidupan yang tidak bermoral.
گاه افرادی را میبینیم که ژولیده، بیخانمان یا شاید حتی از لحاظ اخلاقی ناپاک باشند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن