ترجمه "tunduk" به فارسی

احترام, تسلیم شدن, تن دردادن بهترین ترجمه های "tunduk" به فارسی هستند.

tunduk
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • احترام

    noun

    Jadi, kita harus memperlihatkan respek yang dalam dan ketundukan terhadap pengaturan ini.—Ibrani 13:7, 17.

    ما باید برای این سازماندهی احترام قائل شویم. — عبرانیان ۱۳:۷، ۱۷.

  • تسلیم شدن

    verb

    Mengapa tidak sulit untuk tunduk kepada wewenang Yehuwa?

    چرا تسلیم شدن به قدرت و اختیار یَهُوَه کار دشواری نیست؟

  • تن دردادن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خم شدن
    • دولا شدن
    • رسیدن
    • صرفنظرکردن از
    • عقب انداختن
    • نرم شدن
    • کرنش
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunduk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tunduk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه