ترجمه "tunda" به فارسی

از سرباز کردن, تأخیر, عقب انداختن بهترین ترجمه های "tunda" به فارسی هستند.

tunda
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • از سرباز کردن

    verb
  • تأخیر

    Sang nabi sangat kecil hati, tampaknya karena keadaan Yerusalem yang ditelantarkan dan tertundanya pembangunan kembali bait.

    وی احتمالاً به دلیل خرابی اورشلیم و تأخیر در بازسازی آن دلسرد و مأیوس شده بود.

  • عقب انداختن

    verb
  • مطرح کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tunda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "tunda" با ترجمه به فارسی

  • کشتی یدک کش · یدک کش
  • از سرباز کردن · عقب انداختن · مطرح کردن
  • تاخیر در تکرار
  • دوره زماني گير انداختن
  • استمهال · برخاست · تاخیر · تعویق · مهلت قانونی · گير انداختن
اضافه کردن

ترجمه های "tunda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه