ترجمه "utusan" به فارسی

ایلچی, رسول, فرستاده بهترین ترجمه های "utusan" به فارسی هستند.

utusan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ایلچی

    noun
  • رسول

    noun

    Yesaya terbukti sebagai utusan yang benar dari Allah.

    بدین ترتیب ثابت شد که اشعیا رسول حقیقی خدا بود.

  • فرستاده

    noun

    Putra yang sangat berharga inilah yang Allah utus ke bumi untuk menyediakan tebusan.

    خدا این پرارزشترین پسر را به زمین فرستاد تا فدیه را مهیا سازد.

  • پیک

    noun

    Mereka tahu siapa yang mengirim utusan ke Benteng setelah itu?

    میدونستین اونا بعدش یک پیک به مقر فرستادند ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " utusan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "utusan" با ترجمه به فارسی

  • حکم · داور · داور مسابقات · سرداور
  • نمایندگی دادن · وکالت دادن
  • ادامه ندادن · انتخاب کردن · براورد کردن · برچسب زدن · بریدن · بس کردن · تخمین زدن · تصمیم گرفتن · جدا کردن · حکم کردن · دانستن · در نظرداشتن · دست کشیدن · صریحا گفتن · فرض کردن · قطع کردن · محدود کردن · مقرر داشتن · منقطع کردن · موقوف شدن · مژده دادن · گرفتن
  • نامه رسمی · نماینده · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت · پیام · پیغام
  • تجزیه · تصمیم · تصمیم گیری · فصل · قصد · مقصود · منظور · پیشنهاد
  • پیش نمایش شکست صفحه
اضافه کردن

ترجمه های "utusan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه