ترجمه "perutusan" به فارسی

نامه رسمی, نماینده, نمایندگی بهترین ترجمه های "perutusan" به فارسی هستند.

perutusan
+ اضافه کردن

اندونزیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • نامه رسمی

    noun
  • نماینده

    noun

    Dari sana, ia mengirim tiga utusan untuk memerintahkan agar kota itu menyerah.

    او از طریق سه نماینده به ساکنین اورشلیم فرمان داد شهر را تسلیم کنند.

  • نمایندگی

    noun

    Aku kerjakan dengan senang hati sebagai utusanmu, Tuan.

    .از اینکه به نمایندگی از شما میرم ، خوشحال هستم ارباب

  • ترجمه های کمتر

    • هیئت نمایندگی
    • هیات نمایندگان
    • وکالت
    • پیام
    • پیغام
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " perutusan " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "perutusan" با ترجمه به فارسی

  • حکم · داور · داور مسابقات · سرداور
  • ایلچی · رسول · فرستاده · پیک
  • نمایندگی دادن · وکالت دادن
  • ادامه ندادن · انتخاب کردن · براورد کردن · برچسب زدن · بریدن · بس کردن · تخمین زدن · تصمیم گرفتن · جدا کردن · حکم کردن · دانستن · در نظرداشتن · دست کشیدن · صریحا گفتن · فرض کردن · قطع کردن · محدود کردن · مقرر داشتن · منقطع کردن · موقوف شدن · مژده دادن · گرفتن
  • تجزیه · تصمیم · تصمیم گیری · فصل · قصد · مقصود · منظور · پیشنهاد
  • پیش نمایش شکست صفحه
اضافه کردن

ترجمه های "perutusan" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه