ترجمه "pemutus" به فارسی
حکم, داور, داور مسابقات بهترین ترجمه های "pemutus" به فارسی هستند.
pemutus
-
حکم
nounDalam waktu kurang dari setengah jam, dewan juri memutuskan bahwa saya bersalah.
نیم ساعت نگذشته بود که هیئت ژوری حکم خود را اعلام کرد و من گناهکار شمرده شدم.
-
داور
nounSetelah manusia pertama berdosa, Hakim ilahi, Yehuwa memutuskan bahwa mereka telah kehilangan hak apa pun untuk terus hidup.
پس از آنکه نخستین انسانها مرتکب گناه شدند، به حکم یَهُوَه، داور الهی، از هر گونه حق حیات محروم شدند.
-
داور مسابقات
noun -
سرداور
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pemutus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pemutus" با ترجمه به فارسی
-
ایلچی · رسول · فرستاده · پیک
-
نمایندگی دادن · وکالت دادن
-
ادامه ندادن · انتخاب کردن · براورد کردن · برچسب زدن · بریدن · بس کردن · تخمین زدن · تصمیم گرفتن · جدا کردن · حکم کردن · دانستن · در نظرداشتن · دست کشیدن · صریحا گفتن · فرض کردن · قطع کردن · محدود کردن · مقرر داشتن · منقطع کردن · موقوف شدن · مژده دادن · گرفتن
-
نامه رسمی · نماینده · نمایندگی · هیئت نمایندگی · هیات نمایندگان · وکالت · پیام · پیغام
-
تجزیه · تصمیم · تصمیم گیری · فصل · قصد · مقصود · منظور · پیشنهاد
-
پیش نمایش شکست صفحه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن