ترجمه "Salva" به فارسی
ذخیره, رگبار, شلیک متوالی بهترین ترجمه های "Salva" به فارسی هستند.
Salva
-
ذخیره
nounE voglio parlarvi di un progetto per salvare le piante.
و مایلم دربارۀ پروژه ای برای ذخیره کردن گیاهان با شما سخن بگویم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Salva " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
salva
adjective
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
رگبار
noun feminine -
شلیک متوالی
noun feminine
عباراتی شبیه به "Salva" با ترجمه به فارسی
-
nejât dâdan · ذخیره کردن · نجات دادن
-
sahih-o-sâlem · صحیح و سالم
-
ذخیره خودکار
-
جز
-
be-joz · nejât yâhé · sâlem · بجز · جز · مگر
-
salâm · خوش آمدی · خوش آمدید · خوش اومدی · خوش اومدین · درود · سلام · سلام علیکم · صبح بخیر · ظهر بخیر · عصر بخیر
-
نجات سرجوخه رایان
-
شبکه ذخیره شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن