ترجمه "salvo" به فارسی

بجز, be-joz, nejât yâhé بهترین ترجمه های "salvo" به فارسی هستند.

salvo adjective conjunction noun verb adposition masculine دستور زبان

Con l'eccezione di.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بجز

    conjunction

    E avvenne che essi incontrarono il popolo nel deserto, tutti salvo il re e i suoi sacerdoti.

    و چنین گذشت که آنها در بیابان به مردم برخوردند، همه بجز پادشاه و کشیشانش.

  • be-joz

  • nejât yâhé

  • ترجمه های کمتر

    • sâlem
    • مگر
    • جز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salvo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "salvo" با ترجمه به فارسی

  • nejât dâdan · ذخیره کردن · نجات دادن
  • sahih-o-sâlem · صحیح و سالم
  • ذخیره
  • ذخیره خودکار
  • جز
  • salâm · خوش آمدی · خوش آمدید · خوش اومدی · خوش اومدین · درود · سلام · سلام علیکم · صبح بخیر · ظهر بخیر · عصر بخیر
  • رگبار · شلیک متوالی
  • نجات سرجوخه رایان
اضافه کردن

ترجمه های "salvo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه