ترجمه "salvare" به فارسی
nejât dâdan, نجات دادن, ذخیره کردن بهترین ترجمه های "salvare" به فارسی هستند.
salvare
verb
دستور زبان
Memorizzare dati su un dispositivo di memorizzazione per computer.
-
nejât dâdan
-
نجات دادن
verbMagari hai piu'possibilita'di salvare lei di quelle che hai avuto di salvare tua madre. Ciao!
شايد براي نجات دادن اون نسبت به مادرت شانس بيشتري داشته باشي.
-
ذخیره کردن
verbE voglio parlarvi di un progetto per salvare le piante.
و مایلم دربارۀ پروژه ای برای ذخیره کردن گیاهان با شما سخن بگویم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " salvare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "salvare" با ترجمه به فارسی
-
sahih-o-sâlem · صحیح و سالم
-
ذخیره
-
ذخیره خودکار
-
جز
-
be-joz · nejât yâhé · sâlem · بجز · جز · مگر
-
رگبار · شلیک متوالی
-
نجات سرجوخه رایان
-
شبکه ذخیره شده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن