ترجمه "salva" به فارسی

رگبار, شلیک متوالی, ذخیره بهترین ترجمه های "salva" به فارسی هستند.

salva adjective noun verb feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • رگبار

    noun feminine
  • شلیک متوالی

    noun feminine
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " salva " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Salva
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ذخیره

    noun

    E voglio parlarvi di un progetto per salvare le piante.

    و مایلم دربارۀ پروژه ای برای ذخیره کردن گیاهان با شما سخن بگویم.

عباراتی شبیه به "salva" با ترجمه به فارسی

  • nejât dâdan · ذخیره کردن · نجات دادن
  • sahih-o-sâlem · صحیح و سالم
  • ذخیره خودکار
  • جز
  • be-joz · nejât yâhé · sâlem · بجز · جز · مگر
  • salâm · خوش آمدی · خوش آمدید · خوش اومدی · خوش اومدین · درود · سلام · سلام علیکم · صبح بخیر · ظهر بخیر · عصر بخیر
  • نجات سرجوخه رایان
  • شبکه ذخیره شده
اضافه کردن

ترجمه های "salva" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه