ترجمه "ammalato" به فارسی

بیمار, مريض, bimâr بهترین ترجمه های "ammalato" به فارسی هستند.

ammalato adjective noun verb masculine دستور زبان

La cui salute è alterata.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیمار

    adjective

    La cui salute è alterata.

    Mi dispiace, non sono riuscito a scrivere prima perché ero ammalato.

    متأسفم، من نمی توانستم زودتر بنویسم چرا که بیمار بودم.

  • مريض

    adjective

    La cui salute è alterata.

    Uno dopo l'altro, quattro marinai e il secondo si sono ammalati e sono morti.

    يک به يک ، چهار دريانورد و دست يار دوم مريض شدند و مردند.

  • bimâr

    adjective masculine
  • ترجمه های کمتر

    • mariz
    • بیمار مريض
    • مریض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ammalato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "ammalato" با ترجمه به فارسی

  • بیمار · بیمار مريض · مريض · مریض
اضافه کردن

ترجمه های "ammalato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه