ترجمه "brigante" به فارسی

ghâratgar, râh-zan, تبه کار بهترین ترجمه های "brigante" به فارسی هستند.

brigante noun verb masculine دستور زبان

Persona fuorilegge. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • ghâratgar

  • râh-zan

  • تبه کار

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • راهزن
    • سارق مسلح
    • شریر
    • لات
    • ناکس
    • پست
    • یاغی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brigante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "brigante" با ترجمه به فارسی

  • تشکیلات · تیپ
  • دعوا کردن · مسامحه کردن
  • اختلاف · اشکال · دعوا · دعوی · رنجش · زحمت · سختی · مایه زحمت · پرخاش
  • لبه آب
  • سرتیپ · سرتیپ دوم · فرمانده تیپ
  • تشکیلات · تیپ
اضافه کردن

ترجمه های "brigante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه