ترجمه "brigata" به فارسی
تیپ, تشکیلات بهترین ترجمه های "brigata" به فارسی هستند.
brigata
noun
feminine
دستور زبان
-
تیپ
nounSettima brigata di spedizione dei Marine.
تیپ 7 اعزامی کماندوها
-
تشکیلات
nounUn gruppo locale con una connessione con la Brigata Mujahedin.
انگار یک گروه محلی... با یه جور رابطه نامعین با تشکیلات مجاهدین.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brigata " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "brigata" با ترجمه به فارسی
-
دعوا کردن · مسامحه کردن
-
اختلاف · اشکال · دعوا · دعوی · رنجش · زحمت · سختی · مایه زحمت · پرخاش
-
لبه آب
-
سرتیپ · سرتیپ دوم · فرمانده تیپ
-
ghâratgar · râh-zan · تبه کار · راهزن · سارق مسلح · شریر · لات · ناکس · پست · یاغی
-
ghâratgar · râh-zan · تبه کار · راهزن · سارق مسلح · شریر · لات · ناکس · پست · یاغی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن