ترجمه "briglia" به فارسی

افسار, zamâm, عنان بهترین ترجمه های "briglia" به فارسی هستند.

briglia noun feminine دستور زبان

Ciascuna delle due strisce di cuoio che si attaccano al morso del cavallo per dirigerlo.

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسار

    noun feminine

    Ciascuna delle due strisce di cuoio che si attaccano al morso del cavallo per dirigerlo.

    Già, ne ho fatti parecchi dopo che Anne mi ha rimosso le briglie.

    آره ، منم بعد از اينکه " ان " افسار رو ازم جدا کرد ، کلي کابوس ميديدم.

  • zamâm

  • عنان

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جلوگيرى كردن
    • دهه كردن
    • زمام
    • قيد
    • قید
    • لگام
    • ممانعت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " briglia " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Briglia
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • سرریز

عباراتی شبیه به "briglia" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "briglia" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه