ترجمه "calmante" به فارسی

mosakken, داروی مسکن, مسکن بهترین ترجمه های "calmante" به فارسی هستند.

calmante adjective noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • mosakken

  • داروی مسکن

    noun masculine
  • مسکن

    noun masculine

    Le abbiamo dato della petidina e trazodone ma non si calma.

    ما بهش داروهاي مسکن داديم ولي آروم نشد

  • مسکن درد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " calmante " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "calmante" با ترجمه به فارسی

  • taskin dâdan · آرام کردن · دلجویی کردن
  • سکون
  • sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
  • khun-sard · ârâm · آرام · بی جنبش · صاف
  • sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
اضافه کردن

ترجمه های "calmante" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه