ترجمه "calmare" به فارسی
taskin dâdan, آرام کردن, دلجویی کردن بهترین ترجمه های "calmare" به فارسی هستند.
calmare
verb
دستور زبان
Ridurre l'intensità di una situazione-
-
taskin dâdan
-
آرام کردن
verbQuando era sulla terra Gesù sanò i malati, sfamò gli affamati e calmò burrasche.
وقتی عیسی روی زمین بود، مریضان را شفا داد، به گرسنگان غذا داد و توفانها را آرام کرد.
-
دلجویی کردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calmare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calmare" با ترجمه به فارسی
-
سکون
-
sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
-
khun-sard · ârâm · آرام · بی جنبش · صاف
-
mosakken · داروی مسکن · مسکن · مسکن درد
-
sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن