ترجمه "calmo" به فارسی
آرام, khun-sard, ârâm بهترین ترجمه های "calmo" به فارسی هستند.
calmo
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
آرام
adjective masculineNon dobbiamo mai permettere ai rumori del mondo di sopraffare e schiacciare quella voce calma e sommessa.
ما هرگز نباید بگذاریم سر و صدای دنیا بر آن ندای نرم آرام پبروز شده و پایمالش کند.
-
khun-sard
-
ârâm
-
ترجمه های کمتر
- بی جنبش
- صاف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " calmo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "calmo" با ترجمه به فارسی
-
taskin dâdan · آرام کردن · دلجویی کردن
-
سکون
-
sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
-
mosakken · داروی مسکن · مسکن · مسکن درد
-
sokun · ârâmesh · آرام · آرامش · آسودگی · استراحت · تعادل فکری · خونسردی · سکوت · سکون · صفا · عدالت · قضاوت منصفانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن