ترجمه "caricatore" به فارسی
خشاب, انبار مهمات, محموله کشتی بهترین ترجمه های "caricatore" به فارسی هستند.
caricatore
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
خشاب
nounUomini svuotargli interi caricatori addosso colpendo solo l'aria.
چند تا خشاب كامل به سمتش شليك كردند ولي هيچي بهش نخورد.
-
انبار مهمات
noun masculine -
محموله کشتی
noun
-
ترجمه های کمتر
- مسافر کشتی
- کارگر بارانداز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " caricatore " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "caricatore"
عباراتی شبیه به "caricatore" با ترجمه به فارسی
-
بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
-
بالابرهای عدل · تخليهگرها · خاکبردارها · لودرها
-
لودر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن