ترجمه "distaccare" به فارسی
جدا کردن, عقب گذاشتن, پیشی جستن از بهترین ترجمه های "distaccare" به فارسی هستند.
distaccare
verb
دستور زبان
-
جدا کردن
verbAntonio tiene le distanze per sembrare distaccato, ma avanza richieste per voi.
شايد فکر کنين که " آنتوني " خودشو جدا کرده باشه ولي اون واسه شما دادخواست داده
-
عقب گذاشتن
verb -
پیشی جستن از
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distaccare " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distaccare" با ترجمه به فارسی
-
کنارهگیر
-
duri · enqetâʼ · بدرود · تفكيك · تودیع · جای تقسیم · فراق · فرق · وداع
-
دکولمان جفت
-
جدا
-
عوامل آزادکننده
-
جداشدگی شبکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن