ترجمه "distaccato" به فارسی
جدا ترجمه "distaccato" به فارسی است.
distaccato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
جدا
adjectiveSignifica che la placenta si è distaccata dalle pareti dell'utero.
وقتی جفت از دیواره رحم جدا بشه این اتفاق می افته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distaccato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "distaccato" با ترجمه به فارسی
-
کنارهگیر
-
duri · enqetâʼ · بدرود · تفكيك · تودیع · جای تقسیم · فراق · فرق · وداع
-
دکولمان جفت
-
جدا کردن · عقب گذاشتن · پیشی جستن از
-
عوامل آزادکننده
-
جداشدگی شبکیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن