ترجمه "ferita" به فارسی
زخم, jerâhat, zakhm بهترین ترجمه های "ferita" به فارسی هستند.
ferita
noun
particle
feminine
دستور زبان
-
زخم
noun feminineVede che il cane ha una brutta ferita sulla zampa.
دید که این سگ یک زخم بزرگی روی پاش دارد.
-
jerâhat
-
zakhm
-
ترجمه های کمتر
- آسیب
- اسید
- جراحت
- اسیب
- خسارت
- زیان
- ضرر
- غبن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ferita " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ferita" با ترجمه به فارسی
-
زخم چاقو
-
بهبود زخم
-
majruh kardan · ranjândan · zakhm zadan · کینه ورزیدن
-
زخمها
-
majruh · zakhmi · زخمی · مجروح
اضافه کردن مثال
اضافه کردن