ترجمه "ferito" به فارسی

مجروح, majruh, zakhmi بهترین ترجمه های "ferito" به فارسی هستند.

ferito verb noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مجروح

    adjective

    Corre dei rischi e ferisce se stesso e il suo equipaggio.

    شما ريسک به خطر افتادن و مجروح شدن خودت و گروهتو به گردن ميگيرين.

  • majruh

  • zakhmi

  • زخمی

    noun

    Il giorno dopo fu gravemente ferito in battaglia e si tolse la vita.

    روز بعد شاؤل در جنگ به شدّت زخمی شد و خودکشی کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ferito " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ferito"

عباراتی شبیه به "ferito" با ترجمه به فارسی

  • زخم چاقو
  • بهبود زخم
  • majruh kardan · ranjândan · zakhm zadan · کینه ورزیدن
  • زخمها
  • jerâhat · zakhm · آسیب · اسیب · اسید · جراحت · خسارت · زخم · زیان · ضرر · غبن
اضافه کردن

ترجمه های "ferito" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه