ترجمه "fondato" به فارسی
mabni, mostanad, movajjah بهترین ترجمه های "fondato" به فارسی هستند.
fondato
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
mabni
-
mostanad
-
movajjah
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fondato " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fondato" با ترجمه به فارسی
-
طرح سرمایهگذاری جمعی
-
طاق معده
-
th drya · بستر اقيانوس · كف دريا
-
konh · qaʼr · tah · âkhat · بنیاد · تملک زمین · ته · ثابت · درد · دو استقامت · دورنی · سرمقاله · سطح پایینی · غیر منقول · مستقل · پایه · پس زمينه · پشت · پشتوانه · پی
-
سپرده
-
جمعآوری اعانه
-
صندوق كودكان ملل متحد
-
یونیسف
اضافه کردن مثال
اضافه کردن