ترجمه "intermediario" به فارسی
miânji, râbet, vâseté بهترین ترجمه های "intermediario" به فارسی هستند.
intermediario
noun
masculine
دستور زبان
Chi ha una funzione di mediazione tra più persone per facilitare l’instaurarsi e il concludersi di una trattativa.
-
miânji
-
râbet
-
vâseté
-
ترجمه های کمتر
- دلال
- بنکدار
- سمسار
- سودجو
- مداخله کننده
- وساطت
- کار چاق کن
- کارگزار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermediario " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intermediario" با ترجمه به فارسی
-
واسطه مالی
-
کالای واسطه کالاهای واسطهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن