ترجمه "intermittente" به فارسی
fâselé-dâr ترجمه "intermittente" به فارسی است.
intermittente
adjective
masculine
دستور زبان
-
fâselé-dâr
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " intermittente " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "intermittente" با ترجمه به فارسی
-
روشنايي تپي · روشنايي نوبتي · روشنايي پيوسته · روشنايي گسيخته · رژیمهای نوری
-
آبياري متناوب · آبیاری درخواستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن