ترجمه "mutante" به فارسی
تحول, جهش, جهشیافته بهترین ترجمه های "mutante" به فارسی هستند.
mutante
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
تحول
noun -
جهش
nounI mutanti casuali si sono diffusi come la polio.
جهش یافته های شانسی راه بیماری فلج اطفال رو رفت.
-
جهشیافته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mutante " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mutante" با ترجمه به فارسی
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
-
جهشيافته (گياه)
-
اسفنج بزرگ کارائیب
-
پرکوسنها
-
تیم · دست · دسته · پوستاندازی · پوستریزی · گروه · یک دستگاه
-
gong · lâl · sâmet · بیصدا · خاموش · ساكت · لال
-
فیلم صامت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن