ترجمه "portare" به فارسی

بردن, âvardan, âvordan بهترین ترجمه های "portare" به فارسی هستند.

portare verb دستور زبان

Sostenere o tenere senza disturbo o rotture. [..]

+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردن

    verb

    Mi hanno portato in un aeroporto e condotto in aereo da qualche parte.

    منو بردن فرودگاه سوار هواپیما کردن و یه جایی پیاده کردن.

  • âvardan

  • âvordan

  • ترجمه های کمتر

    • آوردن
    • انتقام گرفتن
    • اوردن
    • رساندن
    • پوشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " portare " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "portare"

عباراتی شبیه به "portare" با ترجمه به فارسی

  • ehterâm gozâshtan
  • bandar · langargâh · shrab prt · بندر · بندرگاه · شهر ساحلی · لنگرگاه · پناهگاه
  • بندرها · بندرگاهها
  • bâb · dar · dar-gâh · darvâzé · جای در · در · درگاه · درگاه رایانه · راهرو · گل
  • دروازه نهم
  • وزن تولههای همزاد
  • نخستين
  • اندازه تولههای همزاد · بهرهدهي تولههای همزاد
اضافه کردن

ترجمه های "portare" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه