ترجمه "servente" به فارسی

پیشخدمت ترجمه "servente" به فارسی است.

servente noun verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

ایتالیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • پیشخدمت

    noun masculine

    Di certo è la prima volta che un domestico serve ostriche e caviale ai box.

    مطمئناً این اولین باری بود که کسی میدید یه پیشخدمت توی جایگاه تیم صدف و خاویار سرو کنه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " servente " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "servente" با ترجمه به فارسی

  • ʼebrat gereftan
  • دکتر میخواهم
  • be-dard khordan · khedmat kardan · حضوربهم رساندن · حمایت کردن از · دستگیری کردن · دستیاری کردن · شرکت جستن · ملحق شدن · پایمردی کردن · پیوستن به · کار کردن
  • kaniz · بنده · خادم · خدمتکار · نوکر
  • bandé · bardé · gholâm · ʼabd · بنده · نوكر · پسر بچه
  • رعيت
اضافه کردن

ترجمه های "servente" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه